تبلیغات
گاهنامه عرفانی توتم - سخنی درباره ی علل عدم رشد مسلمانان ایران و رشد کافران و منکران خدا
 
گاهنامه عرفانی توتم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مسعود امانی
نظرسنجی
دومین شماره مجله توتم را چگونه ارزیابی می کنید؟






صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سوالی که به فراوانی مطرح میشود این است که چرا جامعه ی ما {ایران} که خود را جامعه ای مسلمان میداند نسبت به سایر کشور های صنعتی که علنا خدا را منکر میشوند و یا اینکه خدا را از صحنه ی زندگی خود خارج کرده اند بسیار عقب افتاده است و در زمره ی کشورهای توسعه نیافته ویا در حال توسعه باشد.

مسلمانانی که خود به این نظر اعتقاد دارند که مسلمان بودن باعث همه نوع خیر دنیوی و اخروی می باشد,چرا از نظر دنیوی (مادی) رشد چندانی نیافته اند؟

ابتدا با ذکر مقدمه ای وارد مبحث خود می شویم؛

باید توجه کرد که  مسلمان بودن  فقط در گرو اعمال ظاهری نیست و برای اینکه یک فرد مسلمان راستی خوانده شود باید به سه رکن خدا(توحید)، نبوت ومعاداعتقاد داشته باشدو این سه اصل را در زندگی خود وارد کند...


سوالی که به فراوانی مطرح میشود این است که چرا جامعه ی ما {ایران} که خود را جامعه ای مسلمان میداند نسبت به سایر کشور های صنعتی که علنا خدا را منکر میشوند و یا اینکه خدا را از صحنه ی زندگی خود خارج کرده اند بسیار عقب افتاده است و در زمره ی کشورهای توسعه نیافته ویا در حال توسعه باشد.

مسلمانانی که خود به این نظر اعتقاد دارند که مسلمان بودن باعث همه نوع خیر دنیوی و اخروی می باشد,چرا از نظر دنیوی (مادی) رشد چندانی نیافته اند؟

ابتدا با ذکر مقدمه ای وارد مبحث خود می شویم؛

باید توجه کرد که  مسلمان بودن  فقط در گرو اعمال ظاهری نیست و برای اینکه یک فرد مسلمان راستی خوانده شود باید به سه رکن خدا(توحید)، نبوت ومعاداعتقاد داشته باشدو این سه اصل را در زندگی خود وارد کند.

حال وارد بحث اصلی خود شویم؛

اولا اینکه در طی چندین قرن پس از امامان معصوم جامعه ی ایران تحت حکومت سلطنتی بوده است و در طی 10,12 قرن تا جایی که من از تاریخ خوانده امهیچ عالم دینی علنا با حکومت سلطنتی مخالفت نکرده استو در طی این دوران شاید امام خمینی اولین و شاید تنها عالم دینی بوده اند که علنا اعلام داشت که حکومت سلطنتی مخالف اسلام است.

حکومت سلطنتی در جامعه ی ایران هر چه بود صورت استبدادی داشت  و همه امور مملکت در گرو تصمیمات شاه بود به گونهای که شاه را سایه خدا و یا دست خدا میخواندندو در این شرایط بود که استبداد  در طولانی مدت اثرات سوء خود را بر جامعه ی ایرانی گذاشت.

یکی از اثار سوء استبداد "قانون گریزی" بود به این صورت که یک فرد برای پیشرفت باید به شاه و اطرافیان او نزدیکشود برای نزدیک شدن به شاه دست به هر کاری میزد واز قانون گریزی( پارتی بازی) استفاده میکرد تا به اهداف خود برسد.امروزه هم اگر از تعارفت بگذریم میبینیم با اینکه 33 سال از انقلاب اسلامی ایران گذشته است اما همچنان قانون گریزی و پارتی بازی در جامعه ی ما بیداد میکند به گونه ای که پارتی داشتن  درهر جا جزء افتخارات هر فرد شمرده میشود.ولی در عوض در کشور های صنعتی پیشرفته میبینیم که این اقوام بسیار منضبط ، مقرراتی و قانونی میباشند و برای قانون حرمت خاصی قائل میباشند.نمونه خاص و به روز قانون گریزی را در جامعه ی خود میتوان در قضیه اختلاس سه هزار میلیاردی مشاهده کرد.

یکی دیگر از آثار وعواقب زیستن در سایه ی حکومت های استبدادی در زمان های طولانی، مداحی، ذلت پسندی و ستم پذیری مردم بوده است.اگر نگاهی به دیوان شاعران بیندازیم میبینیم که برخی از شاعران چقدر مداحی کرده اند  وچقدر در مداحی هایشان دروغ گفته اند و چقدر دروغ گفتن را آسان جلوه داده اند و چقدر ستم پذیری و ذلت را آسان جلوه داده اند.امروزه هم اگر نگاهی به اطراف خود بیندازیم میبینیم که همین تعارفات و آداب اخلاقی در میان ما جاری میباشد و میبینیم که حتی خود ما گاهی کسی را  به لغتی میخوانیم که ذره ای به آن اعتقاد نداریم ودر دل به او ناسزا می گوییم.امام علی (ع) در پاسخ به فردی که لب به مدح او باز کرده بود این گونه پاسخ دادند که ؛من از آنچه در دل توست بالاترم و آنچه بر زبان توست پایین ترم.یعنی آن مرد متاسفانه چاپلوسی میکرد ودروغ می گفت که میبینیم امروزه در جامعه ی ما هم این رفتار زشت جاری است و زمینه ساز بسیاری از فساد ها و درجا زدن ها و پس رفت ها میباشد.و راه عبور و جدا شدن از این سنت ها رفتار زشت این است که همانگونه که ما از آن حکومت های استبدادی حاکم بر ایران توبه کردیم باید از این رفتار های زشت و استبدادی هم توبه کنیم تا راه پیشرفت را هموارتر کنیم و به سمت صنعتی شدن پیش رویم.

مضرات و عواقب بسیار زیاد دیگری هم در اثر حکومت های استبدادی به وجود آمد که فرصتی برای پرداختن  به همه ی آنها وجود ندارد.حال این سوال مطرح است که با وجود همه ی آداب ورفتار زشت فوق در میان اکثر جامعه ی ایران آیا میتوان جامعه ی ایران را در طول 10-12 قرن حکومت استبدادی جامعه ای مسلمان دانست؟مسلما پاسخ منفی است و اکثر ایرانیان اگرچهطی این مدت به اعمال ظاهری اسلام عمل می کردند,نمازی می خواندند,حج می رفتند،.... اما در واقع مسلمان واقعی نبودند زیرا روحیه مسلمان واقعی به هیچ وجه با دروغ وذلت پذیری سازگار نیست.هر چند می بینیم در همین دوران گاه گاهی فردی بر می خواسته و با سلطان مخافت می کرده  اما روحیه غالب بر ایرانیان همان روحیه ی سازگاری با ظلم بوده است.

پایان قسمت اول.

در قسمت بعد به این مسعله می پردازیم که آیا ملازمه ای میان مسلمان بودن و پیشرفت علمی وصنعتی وجود دارد ؟ به معنای دیگر آیا برای پیشرفت صنعتی و علمی حتما باید مسلمان بود؟





نوع مطلب :
برچسب ها :