تبلیغات
گاهنامه عرفانی توتم - صدرای انقلاب
 
گاهنامه عرفانی توتم
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مسعود امانی
نظرسنجی
دومین شماره مجله توتم را چگونه ارزیابی می کنید؟






صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 11 مهر 1391 :: نویسنده : بهروز فرهادی

از دوران دبستان بیاد دارم که هرگاه به دوازدهم اردیبهشت نزدیک می شدیم، دغدغه اصلیمان این بود که برای معلم خود چه هدیه ای بگیریم. آن موقع از این 12 اردیبهشت به قدر روز معلم می دانستم و وجه تسمیه آن هم این بود که در این روز مرتضی مطهری را به شهادت رساندند.

مرتضی مطهری؟

خود من در ابتدا او را آخوندی می پنداشتم که با افکار روشن فکرانه دکتر شریعتی مخالف است و همیشه این دو شخص را روبروی هم قرار می دادم.در حالی که واقعا این طور نبوده ونیست، بقول احسان شریعتی (فرزند دکتر شریعتی) مقایسه شریعتی و مطهری اشتباه محض است.

موضوع این یادداشت مقایسه این دو بزرگ نیست، چون اولا بنده صلاحیت این کار را ندارم، و ثانیا با قبول این که اختلافاتی هم وجود داشته باشد،با شناخت ژرفای رسالت این دو در شناساندن اسلام حقیقی به قشر جوان و دانشگاهی می توان از این تفاوت دیدگاه ها نیز چشم پوشی کرد...

از دوران دبستان بیاد دارم که هرگاه به دوازدهم اردیبهشت نزدیک می شدیم، دغدغه اصلیمان این بود که برای معلم خود چه هدیه ای بگیریم. آن موقع از این 12 اردیبهشت به قدر روز معلم می دانستم و وجه تسمیه آن هم این بود که در این روز مرتضی مطهری را به شهادت رساندند.

مرتضی مطهری؟

خود من در ابتدا او را آخوندی می پنداشتم که با افکار روشن فکرانه دکتر شریعتی مخالف است و همیشه این دو شخص را روبروی هم قرار می دادم.در حالی که واقعا این طور نبوده ونیست، بقول احسان شریعتی (فرزند دکتر شریعتی) مقایسه شریعتی و مطهری اشتباه محض است.

موضوع این یادداشت مقایسه این دو بزرگ نیست، چون اولا بنده صلاحیت این کار را ندارم، و ثانیا با قبول این که اختلافاتی هم وجود داشته باشد،با شناخت ژرفای رسالت این دو در شناساندن اسلام حقیقی به قشر جوان و دانشگاهی می توان از این تفاوت دیدگاه ها نیز چشم پوشی کرد.

اما مطهری...

شهید مطهری از آن شخصیت هایی است  که دارای جنبه هایی متفاوت است. هر ساله نیز سمینارهایی در سالروز شهادت ایشان برگزار می کنند و با وجود این نشست ها باز هم جنبه هایی از اندیشه ی ایشان کمتر مورد توجه قرار می گیرد. این را می توان به عمق شخصیتی ایشان نسبت داد.شهید مطهری کسی است که از طرفی با دید یک عرفان پژوه برجسته به بررسی دیدگاه حافظ می پردازد، از طرفی دیگر داستان راستان را برای کودکان ونوجوانان تنظیم می کند و از نگاهی دیگر از دید یک حقوقدان و جامعه شناس بزرگ به بررسی نظام حقوق زن در اسلام می پردازد و در آخر قلم تیز خود را به سمت کسانی می برد که قصد تحریف عاشورا را دارند بر سر آنان فریادهایی می زند که از سر غیرت یک اسلام شناس واقعی است.

همان طور که گفته شد هرکس طبق شناخت خود، جنبه ای از جنبه های علمی ایشان را معرفی و تحلیل می کند.علی مطهری فرزند ایشان می گوید :همه می گویند شهید مطهری یک عالم ربانی، مجاهد فی سبیل الله، مغز متفکر انقلاب و...بود اما چرایی این که ایشان یک فیلسوف بزرگ بود و این بزرگی از چه نوع بود را نمی دانند.

علی رغم این که حضرت امام ایشان را ایدئولوگ انقلاب معرفی کردند و همه کتاب های ایشان را تایید کردند، اندیشه هایی از ایشان هست که از نگاه اندیشمندان کمی غافل مانده اند. در این نوشتار به بررسی دو مورد از این نظرات می پردازیم.

اولین مورد، اندیشه ی اقتصادی و سیاسی ایشان می باشد، ایشان به نوعی سوسیال – دموکراسی البته از نوع اسلامی تمایل داشتند. وی در نقد دو دیدگاه لیبرال و سوسیالیسم به صورت مجزا دو نوع مشکل را برای آن ها بیان می کند: اول حبس و توقیف نیروی انسانی و جلوگیری از رقابت (در نظام اشتراکی) که این باعث کم رغبتی جامعه می شود و در مورد اندیشه سرمایه داری نیز توقیف مواد اولیه بوسیله مالکیت افراد خاصرا بیان می کند.شهید مطهری بر این اساس اشاره به پیدایش دنیای سومی در کنار کاپیتالیزم و کمونیزم می کند که می توان گفت نوعی از سوسیالیزم است و از مشکلات ذکر شده نیز مبراست. به گفته خود ایشان این گرایش در پی یافتن راهی است که جلوی استثمار را بگیرد بدون این که شخصیت و آزادی انسان ها را لگد مال کند. انسان ها به حکم انسانیت، شرافت و معنویت روحی، خود مازادنیازهایشان را به برادران خود می دهند بدون این که بخواهند به زور از آنها بگیرند.

در این صورت معلوم می شود که مقصودشان از این نظام سوم نظام سوسیال دموکرات است.شهید می نویسد:تفاوت این نوع سوسیالیزم با کمونیزم که آن هم خود سوسیالیزم است این است که این سوسیالیزم به اصطلاح دموکراتیک وانقلابی است.

دومین مورد نظریه شهید مطهری در مورد مشروعیت در نظام اسلامی است.

در مورد شکل رسیدن به قدرت در نظام اسلامی بطور کلی دو نظریه وجود دارد:

نظریه «انتصاب» و نظریه «انتخاب» که برخی نظریه «انتخاب»را به ایشان نسبت می دهند. این دو نظریه در مقابل هم قرار دارند. بر اساس نظریه نصب فقها در دوران غیبت از جانب خداوند برای تصدی امورحکومتی منصوب شده اند.اما نظریه انتخاب بر مشروعیتی الهی مردمی تکیه دارد:صفات حاکم از طریق خداوند مشخص شده است اما این مردم هستند که بدین طریق به یکی از فقها رجوع می کنندو بدین گونه او ولایت می یابد.

علاوه بر این دو نظریه، لازم است به نظریه «نظارت» اشاره کنم.این نظریه نیز در کنار نظریه «ولایت» تعریف می شود.برا ساس نظریه «نظارت» ولی فقیه شان اجرایی خاصی ندارد و بر امور مختلف حکومتی «نظارت» می کند.این نظریه برای این تعریف شد که بگویم که عبارت به جا مانده از استاد شهید به نظریه «نظارت» نزدیک تر است. تفاوت این دو نظریه در آن است که در ولایت مشروعیت در نهایت باواسطه یا بلاواسطه به فقیه بازمی گردد، در حالی که در نظریه «نظارت» امور اجرایی به مردم سپرده می شود و فقیه بر صحت اجرای آن نظارت دارد.استاد می فرماید:«نقش فقیه در کشور اسلامی، یعنی کشوری که در آن مردم، اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی پذیرفته و به آن ملزم ومتعهد هستند،نقش یک ایدئولوگ است نه یک حاکم.»

البته ظاهر برخی آرای اولیه امام نیز به این نظریه اشاره دارد:«ما نمی گوییم حکومت باید با فقیه باشد،بلکه می گوییم حکومت باید با قانون خدایی که صلاح کشور و مردم است اداره شود،و این بینظارت روحانی صورت نمی پذیرد، چنان که دولت مشروطه نیز این امر را تصویب و تصدیق کرده است».

امید است که این چند خط شما را هرچه بیش تر با اندیشه های آن بزرگوار آشناتر کرده باشد.

 

                                 من الله توفیق

پی نوشت ها

بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی، مرتضی مطهری

تحول روش شناختی در فقه شیعه، سید صادق حقیقت

با تشکر فراوان از مجله نسیم بیداری





نوع مطلب :
برچسب ها :